بالابلاگ u202b۲۰ کلیک
دنباله گفتار اول اگر کسی نخوانده در این لینک پیگیری کند
ازدیاد دلار نفتی سبب شد تا اقتصاد ایران دچار بیماری هلندی شود از سوی دیگر تبلیغات چرند چپها سبب شد تا شاه اولین اشتباه مهلک را بکند و کارگران را شریک سود و سرمایه واحدهای تولیدی بکند .امری که مارگارت تاچر همان زمان به او هشدار داد . این امر سبب شد تا کارخانه داران ناراضی خرج اعتصاب کارکنان شرکت نفت را بدهند. دیگر شریکان اخوندها در این میان بازاریان بودند که جنس از خارج می اوردند حال انکه اقتصاد در استانه صنعتی شدن نیاز به شبکه توزیع کالا داشت نه بازار قرن نوزدهمی و زنجیره تولید و توزیع اهمیت پیدا میکرد .از طرفی ازاد سازی زنان برای جامعه سنت زده ایران هنوز هم تابو است . همه این عوامل در یک شب تاریک به یک خودکشی منجر شد و عملا آشوبهای عوامل فوق شاهی را که با بیماری دسته و پنجه نرم میکرد را مجبور به ترک ایران کرد خلایق هرچه لایق . در این میان خمینی یک پیام مهم داد که این اقا نمیتواند خانه خود را اداره کند چه برسد به مملکت .این بود که غرب سراسیمه از آشوب خیابانی و جنگ سرد دهه هفتاد میلادی به هر چیزی چنگ مبزد ناچار زیر بلیط خمینی رفت . و عکسش در ماه افتاد . خمینی در واقع سعی میکرد این لاابالیها را در یک محدوده ای نگاه دارد .لاابالیها کارخانه ها را مصادره میکردند خانه مردم را مصادره میکردند میکشتند و میدریدند . مثلا یک مورد این عقب افتاده ها وارد خانه به اصطلاح یکی از طاغوتیان شده بودند و چون در انجا دستگاه اپارات دیده بودند گفتند وسیله شکنجه بافتیم . افسران ارتش و مدیران کارخانجات را به جرم داشتن حمام در محل کار اعدام میکردند . یکی از این گروهها مجاهدین بودند که مثل همین حالا با روسری و ژ3 تردد میکردند و همینها حجاب اسلامی را یاد آخوندها دادند . گروهی از آنان لودر میگرفتند و به روستاها میرفتند برای نابودی منابع طبیعی . ایده خود کفایی اقتصادی که در شوروی هم سابقه نداشت را اجرایی میکردند و کشاورزان که در زمان شاه اجازه حفر چاههای عمیق و استفاده بی رویه از کود شیمیایی را نداشتند حامی انقلاب شده بودند . یکی از طرحهای احمقانه ارایه وام چهار درصد برای مسکن بود که سبب تورم زیاد و افزایش بهای مسکن شد و مبالغ ریالی زیادی به هدر رفت . این گروهها در رقابت چپولی گری از هم رقابت میکردند و یک گروه از اینان در رقابت با دیگران ناگهان در یک روز بارانی از دیوار سفارت بالارفت رقابت چپولی بود و اگر خمینی اینها را بیرون میکرد خود خمینی را هم میکشتند . معرکه ای بود مردم را جلوی در سفارت اموزش تیر اندازی میدادند و انها را سینه خیز و کلاغ پر میدادند مسخره بازی تمام عیار . در همین حال عراق که دید ایران دست مشتی خل و چل است به ایران حمله کرد و اینها همچنان در حال سر و کله زدن با هم و کشتن و دریدن مردم بودند و برنامه های احمقانه ای مانند تاکتیک اشکانیان در مقابله با صدام ترویج میشد . در نهایت در حالیکه در میدانهای شهر اینها همدیگر را با تیر میزدند و امنیت وجود خارجی نداشت و در میتینگها چاقو کشی میکردند . خمینی بخشی از اینها را به زندان انداخت بخشی اندکی را اعدام کرد همینجا پرانتزی باز کنم مجاهدین عمدتا در جامیز مدارس اعلامیه میگذاشتند و بچه مدرسه ایها در حالیکه این اعلامیه را در هنگام خروج از مدارس به منظور خواندن یا باد زدن حمل میکردند گروهی از مجاهدین فیلم و عکس تهیه میکردند تا خود را زیاد نشان دهند همین فیلمها سبب زندانی شدن دانش آموزان زیادی میشد . همچنان که جنگ پیش میرفت و اینها روی زمین سفت میشاشیدند متوجه شدند که احتیاج به اسلحه دارند لذا ریگان رییس جمهور وقت آمریکا معاو ن خود مک فارلین را به ایران فرستاد تا اسلحه به ایران بفروشد و پول آن به مبارزه با کمونیستهای نیکارا گویه برسد و اسلحه ها توسط اسراییل به ایران میرسید . و مهدی هاشمی داماد گربه نره ( منتظری )که در رابطه با فلسطینیها بود این ماجرا لو داد .از این تاریخ به بعد ریگان با اینها چپ افتاد و اطلاعات نظامی ایران را به صدام میداد که در عملیات کربلای چهار تعداد زیادی از پاسدارها کشته شدند در همین حال موشکهای صدام امان مردم را بریده بود و صدای هواپیماهای عراقی و راکت پراکنی آنها دیگر عادی شده بود اوضاع زمستان 66 یکی از درناکترین لحظات تاریخی این کشور است کسی عملا مدرسه نمیرفت شیشه ها چسب کاغذی ضربدری داشتند تا موقع موج انفجار و شکستن دیوار صوتی سبب جراحت نشوند یا کیسه های شن جلوی شیشه ها بود . تهران خالی از سکنه شده بود و مردم به دهات برگشته بودند حتی برخی طویله های روستاهای شمال را به قیمت گزاف اجاره کرده بودند . یکی از کارهای احمقانه زدن سد خاکی در شمیرانات برای تمرین نظامی بود که سد شکست و ویرانی و کشتار زیادی به وجود آورد . در این واویلا گروهی از این اراذل به ایران حمله کردند و قصد داشتند تا هموندانشان را از زندانها آزاد کنند .در حالیکه ذخیره بنزین کشور 48 ساعت دوام داشت . اوضاع جوری بود که خمینی دیگر بی خیال شد و گفت مقاومت بیهوده است .در همین حال مردم عادی که پی به عمق فاجعه برده بودند ناگهان به جبهه ها رفتند با همون شلوار لی و کتونی تا جلوی سقوط تهران را بگیرند . لشکر مجاهدین در اثر ترافیک مردم هراسان گیلان غرب که پا بفرار گذاشته بودند در تنگه های رشته کوه زاگرس گیر افتاد و ارتش اینها را تار و مار کرد . خمینی بعد از این جریان و در حالیکه مرگ خود را عنقریب میدید دستور به تار و مار بقایای زندانیان سیاسی داد . بندها باز بود و اغلب اینها نهی میشدند که با سر کرده های خود نشست و بر خاست داشته باشند . و همیشه با هم در گیر بودند مجاهدین توده ای ها را نجس میدانستند . سران توده خود با کاسه لیسی آخوندها جان سالم به در بردند ولی پایوران خود را به عنوان قربانی تقدیم کردند . در همین حال بازدید گروهی از اینها از ژاپن سبب شد ادامه در کامنت
برچسب:
نویسنده: استخدام کار