بالابلاگ u202b۳۰ کلیک
به بهانه پخش نواری که سايت آيتاله منتظری در بارۀ کشتار سال ۶۷ منتشر کرد
راز پيچيده و پوشيدهای نيست که چگونه زنده ياد منتظری توانست در درون دلهای روشنفکران، دانشگاهيان و نخبگان جامعه راه يابد و جا باز کند؟ او يگانه فقيهی انسان باور در دوران مُدرن بود! عمومن دينداران، انسان باور نيستند. و چون نيستند، همواره [و در بهترين حالت] ميان خود و ديگر انسانهايی که خارج از دين آنها قرار دارند ديوار میکشند. ديوارکشی، راهکاریست عمومی حتا برای آنهايی که در ظاهر مدعیاند دينشان، دين مُدرنی است. اما برعکس، منتظری در طول زندگی سياسی و در معاشرت با انسانهايی که اعتقادات گوناگون داشتند، از آن ديوار فراتر رفت و به تجربه آموخت که در روابط عمومی و شهروندی، آنچه که پيش از همه مهم است و اولويت دارد شأن و مقام انسانی است، نه اعتقادات دينی. از اين منظر، او بیباکانه و صادقانه سنتشکنی میکرد و بی توجه به شانتاژهای امثال لاجوردیها در زندان که او را سادهلو و دهاتی لقب میدادند؛ با زنده ياد بيژن جزنی [مردی که از بنيان فقه و دين را برنمیتابيد] نشست و برخاست ويژه و منظمی داشت و در اين ديدارها پيش از اين که به منافع «کاست»ی خود يا به شأن و جايگاه دينی خود بعنوان «فقيه عالیقدر» توجه کند، بيشتر به اصل بنيانی کرامت انسانی توجه داشت و به همين دليل آغوشاش همواره در برابر ديگران گشوده بود. با اين توصيفها آيا میتوانيم نام او را در رديف مردان شجاع تاريخ ايران قرار دهيم؟ واقعيت اين است که زنده ياد منتظری در مقايسه با افرادی مانند خمينی يا کروبی و ديگران، بهمعنای واقعی شجاع نبود اما، دستکم يک تفاوت ماهوی با آنها داشت و آن اين که با خودش روراست بود و صادق. در عمل هم نشان داد که جامعه ايران بيشتر به شخصيتهای واقعبين و صادق نيازمند است تا به نيروهای شجاع. از اين منظر، وقتی تئوريسن ولايت فقيه به تجربه دريافت که نظام ولايی از بنيان نظامیست فاشيستی و ظالمانه؛ ديگر مانند شيخ اصلاحات کروبی آنرا به دو دورۀ حکومت خوب [دورۀ خمينی] و «حکومت مستبد» تقسيم نکرد بلکه برعکس، چنان نظام خود ساخته را از منظر کرامت انسانی به زير مهميز گرفت که به قول ناصر خسرو:
که کرد اين کرامت همان بوستان را
که «بهمن» همی داشتن خوار و زارش
u202b
برچسب: کمی فراتر از من,وب کمی فراتر از من,
نویسنده: استخدام کار