بالابلاگ u202b۱۶۰ کلیک
من از طریق پسر صاحبکارم با رعنا آشنا شدم، او به من گفت چند زن در یک خانه زندگی میکنند و یکی از آنها زنی زیبا و جوان است که مشکلات مالی زیادی دارد و اگر دوست داشته باشم میتوانم به دیدنش بروم. من یک بار به آن خانه رفتم و رعنا را دیدم. او زن دوستداشتنی و زیبایی بود.
ما با هم رابطه داشتیم. عاشق رعنا شدم و به او گفتم، اگر دوست داشته باشد، ما میتوانیم با هم زندگی خوبی داشته باشیم. او را از خانهای که بود بیرون آوردم و در غرب تهران برایش خانه اجاره کردم. زندگی آرامی هم داشتیم، من سر کار میرفتم و هرچه میخواست میخریدم و با هم رابطه خوبی داشتیم. من او را به صورت صیغهای عقد کردم و دیگر زن و شوهر شده بودیم.
تا اینکه یک شب قبل از حادثه صاحبکارم با من تماس گرفت و گفت بتونریزی داریم و باید سر کار بروم. من هم رفتم و فردای آن روز برگشتم. صبح زود بود، زنگ در را زدم، رعنا در را باز نکرد، فکر کردم خوابیده است؛ به تلفنش زنگ زدم، باز هم جواب نداد. یکی از همسایهها که من را میشناخت در را باز کرد و من وارد خانه شدم.
در واحد باز بود، به محض اینکه وارد شدم، مردی جوان با تیزی به من حمله کرد، جاخالی دادم و به سمت آشپزخانه رفتم که چاقو بردارم که آن مرد فرار کرد. بعد با رعنا جروبحث کردم، کمی که آرام شدیم به او گفتم اگر میخواهد به این کارهایش ادامه دهد، به من بگوید که بروم و او هم به زندگیاش ادامه دهد اما او حرف زشتی به من زد. من دوباره عصبانی شدم.
به سمت رعنا حمله کردم و دستم را دور گلویش حلقه کردم و فشار دادم تا اینکه فوت شد. متهم درباره اینکه چرا قبلا دراینباره حرفی نزده بود و رابطه نامشروع را هم پذیرفته است، گفت: من قبلا هم گفتم او را صیغه کرده بودم. ما افغانها بدون اینکه کسی را عقد کنیم، با او رابطه برقرار نمیکنیم؛ من معنی حرفی که گفتید را نفهمیدم و اتهام را قبول کردم.
او درباره اینکه آیا در افغانستان زن و فرزند و خانواده دارد، گفت: زنم در جنگ کشته شد، خودم هم در آن جنگ بودم اما سالم ماندم. بچههایم حالا در آنجا زندگی میکنند اما پدر و مادر و خواهرم در افغانستان هستند؛ اتفاقا آنها رعنا را دیده و پسندیدهاند؛ قبل از عقد من عکسی از رعنا برای آنها فرستادم و موافقتشان را گرفتم.
برچسب: یک روز سر زلف بلوندت,یک روز سر زلف بلوندت چینم,یک روز سر زلف,یک روز سر زلف بلندت,یک روز سرد زمستانی,یک روز سرد جهنمی,یک روز سرد,یک روز سرد پاییزی,سریال یک روز خوب بهاری,فیلم یک روز سرد,
نویسنده: استخدام کار