بالابلاگ u202b۴۰ کلیک
شما چه هستید دیگر؟
درود ما را خفاش گویند از پرندگان خدا هستیم ....
آیا حلال میباشید؟
ندانیم ما را نیاموختند...
آیا تخمگذارید ؟
خیر یا رسول خدا میزاییم ...
عجب!! خوراکتان چه باشد؟
ما خون کسان خوریم...
نه در کشتی ما جای شما نباشد ...
پس امر خدا چه شود یا رسول؟
کتاب در باب خفاشان چیزی نگفته راه خود گیرید و گمشوید ..ما خفاش نمیخواهیم...
..پس به دیگران گوییم که رسول خدا فرمان خدای را اطاعت ننمود و جانوران سوا کرده و آپارتاید مینماید...
اندکی تامل فرمایید عزیزان تا کتاب را بهتر بگردم ...ها ...بله اینجا در صفحه پنجاه هزار ویک از قول سلیمان میرزای نبی از شما به نیکی یاد گردیده بفرمایید ..بفرمایید...
..بار کشتی تکمیل گردید آدمیرال بر بالای پشته علوفه شده بر جانوران چنین موعظت فرمود...
مومنین عزیز به کشتی نجات خوش آمدید رحمت خدا بر شما که خداوند شما را از برگزیدگان قرار داد . همانا رستگار ترین شما مومنترین شما میباشد ..شما راه خود را از گمراهان جدا کرده و صراط المستقیم پیش گرفتید پس بشارت خدا بر شما که در پایان سفر همه چمنزاران جهان از آن شما خواهد بود ،شما را صاحبی و اربابی نخواهد بود ..استثمار نشده و کسی بر شما یوغ و افسار و زنجیرنبسته و شکار کسی نخواهید گردید ،دیگرکسی شیر شما را ندوشیده و تخم شما را نخواهد خورد, ،پشم شمارا نخواهد چید..،کره و گوساله شما را داغ نخواهد نهاد ..همه در صلح و صفا تلاش خواهند کرد و بقدر نیاز روزی خواهند خورد و شکر نعمت خواهند گفت از بامداد فردا چهل روز و چهل شب باران ببارد و همه پلیدی و کفر بر زمین بشوید لاکن شما دل قوی دارید و غم مخورید . چون نوح است شما را کشتیبان همه در امان خواهید بود. زیرا که خداوند شمارا از مومنان خویش قرار داده و مرگ و ذلت از آن بی ایمانان خواهد گردید پس سجده شکر بجای آورده و مهیای سفر گردید..
آنشب رعد و برق فراوانی بزد و بامدادان باران تندی در گرفت حیوانات همه شادمان از قبول دعوت نوح بر بجای ماندگان افسوس میخوردند . تعدادی از جانوران بی ایمان و از جمله کنعان پسر نوح چون شدت باران بدیدند از بی ایمانی خود پشیمان گشته بسوی کشتی نوح هجوم آوردند اما درهای کشتی بسته بود و تلاش جانوران بی حاصل بود نوح به پایین نگریست و به جانوران چنین بفرمود اینست سزای کافران بی ایمان در جهل خویش بمیرید ای ملاعین . فردا صبح نوح بیرون را نگریست و آفتاب عالم تاب را بدید ،بر زمین جز چند جویبار چیزی نبود ...تا هفت روز بعد هیچ ابری بر آسمان نبود و کشتی زجای نجنبید..
خیل ملاعین به گرد کشتی آمده هر یک متلکی
نثار نوح و حیوانات مینمودند...
آهای کاپیتان چه زود برگشتی داداش..
کاپیتان دریا بدم خدمتتون.....
کاپیتان یوگی رو بگم بیاد...
آدمیرال، پنچره داداش.؟.
بلاخره بعد از هفت شبانه روز دوباره آسمان تیره و تار گشته و طوفان بشد و تگرگ و باران
بی امان باریدن گرفت ..باز ملاعین بی ایمان بسمت کشتی هجوم آوردند اما نوح بگفت دور شوید ای ملاعین آن بار اول هم امتحان الهی بود ، اینک عذاب خدا بر شما نازل گشته , شما را از آن گریزی نباشد بمیرید ، ز درد بت پرستی، پس ده شبانه روز باران بی امان بیامد و از پی آن آفتاب بشد اما کشتی تکان نخورد ..
نوح بیرون را نگریست اما جز گودال آبی و زمین باتلاقی چیزی ندید کم کم صدای اعتراض حیوانات بر خاست نوح بر بالای کشتی بشد و پس از ساعتی مناجات به نزد حیوانات بازگشت و فرمود بدانید و آگاه باشید هم اکنون فرشته خدا آیتی از جانب حق بر من نازل فرمود، بدین شرح ,,اگر خر نیاید به نزدیک بار // تو بار گران را به نزد خر آر,, و تفسیر این آیه شریفه این باشد که خداوند بر مومنین ساکن کشتی نجات امر فرموده که خود کشتی را بر لب دریا برده به آب اندازند چون خداوند بیم آن دارد ،بر اثرصاعقه و تندری که بر فرق کفار فرود خواهد آورد به مومنین و کشتی نیز گزندی رسد پس همه از کشتی پیاده شده به طنابهای الهی چنگ زده کشتی را بکسل کرده به دریا بریم ، اینست مشیت الهی و امر خدا..
کلاغ گفت یا رسول خدا دریا از اینجا چندین مایل بدور است چگونه کشتی بدانجا بریم؟..
نوح فرمود :دم بریده ،دفه دیگه تو کار خدا و رسولش فضولی کنی میدم شغال بخوردت .
همه حیوانات پیاده شدند از آن میان چند حیوان که ایمانشان سست گشته بود جیم گشته و راه صحرا در پیش گرفتند ، نوح چون بدید، آن بریدگان سست ایمان را نفرین بفرمود..
دیگر حیوانات کشتی را بر روی الوار و تنه درخت بکشیدند و راه ساحل در پیش بگرفتند.. در طول راه جمع ملاعین و ملحدین و کفار به تمسخر نوح بیامدند و هریک بر او طعنه ها بزدند...
حتی بر روی کشتی با اسپری بنوشتند ,,گاری نوح,,..
چندین شبانه روز جانوران کشتی را بر خاک بکشیدند و تعدادی از آنان در راه تلف گشته از صحنه روز گار و کتب زیست شناسی محو بگشتند پس نوح بفرمود تا لاشه آنان فقط جهت حفظ بهداشت عمومی نصیب شغال و کفتار و ددان گردد.کشتی همچنان بروی خاک کشیده میشد و جانوران بر خاک هلاک میافتادند ، نوح نبی فتوا بداد که در بیرون کشتی حکم خدا بر حلال بودن خوردن گوشت است و گیاهخواری محدود به داخل کشتی میباشد , پس ددان شکمی از عزا در آورده و شکر درایت رسول خدا بگفتند ...در شبی تاریک زرافه انعکاس نور ماه بر دریا بدید و بشارت آن بر نوح بداد...
نوح فرمود شب هنگام حیوانات بیاسایند پس به میان حیوانات رفته و چنین موعظت فرمود:خدای را سپاس که شما مومنین از این امتحان الهی سر افراز بیرون شدید ..بشارت باد بر شما که بفرموده خدا آنانکه در این راه سخت در اجرای فرمان خدا و رسولش ، مرده و خورده شدند شهید راه خدا محسوب ، و اکنون در بارگاه کبریا و مزارع سرسبز و بی پایان بهشتی روزی میخورند و سعادت ابدی دارند همانا خدا فرموده ..,,..فضل الله مجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما ,, و همانا راست گفت خدای عظیم....پس امشب را سجده شکر بجا آورده بر روح شهیدان آرمانهای جانوری درود فرستاده صبحگاهان بدریاشویم...
برچسب:
نویسنده: استخدام کار