بالابلاگ u202b۱۰ کلیک
"آنتروپوسن " را اولین بار "پل کراتزن" برندۀ خوش نام جایزه نوبل شیمی بکار برد و اشاره به آن داشت که انسان آن چنان قدرت یافته که میتواند هم سنگِ عوامل زمین شناسی، در سرنوشت کرۀ میزبان خویش نقش تعیین کننده داشته باشد. انسان نه تنها توانایی انقراض بسیاری از گونه ها را یافته، بلکه ناخودآگاه تبدیل به یک عامل تعیین کننده برای شرایط اقلیمی شده است. ما به کمک توان تکنولوژیک خود توانسته ایم چنان گاز گلخانه ای به داخل جو کره زمین بدمیم که علاوه برافزایش دمای روزگار خویش، حتی عصر یخبندان بعدی راهم لغو نماییم. شاید به نظر برسد برای حل موضوع و همینطور آسیب شناسی، باید درهمان حوزۀ تکنولوژی به کنکاش وچاره جویی پرداخت، اما بوضوح مشخص است که تکنولوزی مخلوق یک فضای انتزاعی نیست بلکه درچهارچوب های فلسفی ،اجتماعی ،اقتصادی و سیاسی تکون یافته است، این رفتار اجتماعی و اقتصادی میلیاردها انسان است که قدرت بالابردن گازهای گلخانه ای، اسیدی کردن اقیانوس ها، شکستن پیوندهای آلی میلیون ها ساله، استخراج آب های فسیلی و ایجاد چهره ای متفاوت برای زیست کره داشته است؛ پس هرگونه مطالعه وتصمیم در این روند، نیاز به مطالعه وتعامل با همین جوامع تاثیر گذار دارد.
شاید بسیاری صاحبان تکنیک و متخصصین علوم تجربی از مداخلات صاحب نظران علوم انسانی چندان دلخوش نیستند و ترجیح میدهند با نوعی تعاریف ذات گرایانه از حوزه تخصصی خود، پرچین غیر قابل نفوذی پیرامون خویش تعبیه نمایند، اما چنین پرچینی عملاً مشکل آفرین خواهد بود چراکه واقعیات جدا از فرضیات و مرزبندی های ما عمل خواهندکرد.
ما باید بپذیریم که برای مقابله با عوارض حاصل از مداخلات تکنولوژیک انسان در طبیعت، به سراغ بسترهای فکری، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی برویم واین مقدور نخواهد شد جز اینکه پدیده ها با وجوه مختلف و مرتبط خود بررسی شوند. پدیده گرمایش زمین بعنوان جدی ترین مخاطره محیط زیستی، ففط موضوع اقلیم شناسان و یا فقط صنایع موجد آن نیست، بلکه درتمامی مراحل بررسی و راه های برون رفت از آن، حضور صاحب نظران علوم انسانی ضرورت دارد.
لازم به یادآوری است، انقراض احتمالی دوران آنتروپوسن، یک تفاوت اساسی با انقراض مربوط به دایناسورها در دوران کرتاسه دارد و آن اینکه دایناسورها نه نقشی در ایجاد این انقراض داشته و نه اطلاعی از چگونگی و امکان ممانعت آن داشته اند؛ اما انسان نه تنها خود عامل این انقراض احتمالی وزودرس شده است، بلکه ممکن است بتواند از وقوع آن پیشگیری نماید و این مهم اتفاق نخواهد افتاد مگر آن که انسان ها نگرش خود به طبیعت و جهان پیرامون و عملکرد خویش را نیز تغییر دهند.
دیگر مهم نیست که یک منطقه اقلیمی منابع طبیعی فراوان و فضای بسیار برای پسماند داراست، مهم اینست که جامعه انسانی مقیم آنقدر قدرت دارند که با اتخاذ سبکی از زندگی اجتماعی و اقتصادی، تمام منابع را تحلیل برده و فضا را کوچک نمایند.همه اینها به ما می گوید در این دوران زمین شناسی ،دانش علوم انسانی نقش تعیین کننده ای دارد، نقشی که می تواند سرنوشتی بهتر برای گونه درحال انقراض خود و البته تمامی زندگی را، رقم بزند.
نوشته ای از مسعود امیرزاده
(با اندکی ویرایش و تلخیص)
برچسب:
نویسنده: استخدام کار