بالابلاگ u202b۲۰ کلیک
۱۲+۱ هفته از شوک میگذرد - بالاخره فردا دکترها بعد از وارسی آزمایشها و دیگر جریانات به بنده خواهند گفت در چه حالی هستم، کمتر کسی باور میکند در سنِّ من که نزدیک به نیم قرن است - این چنین جسمی نیرومند و سالمی داشته باشم اما از لحاظِ روحی و احساسی وضعیتِ مناسبی نداشته و بدین خاطر از بی خوابی رنج میبرَم. البته اَلان بسیار بهترم، از اوایلِ زمستان گذشته تحتِ نظرِ دکترِ مخصوصِ خواب (ریکیاویک) هستم و همینطور با خوابِ مصنوعی - اندکی به حالتِ عادی بازگشتم، راهبهای معبدِ کُنتای جی هم که اینقدر از بنده کار کشیدند تا بتواند به قولِ خودشان مرا موقتاً از این دنیای فانی به بیرون هدایت کرده و تا حّدی آرامش یابم.
درین مدت سختیهای دیگری به سراغم آمدند، چرا؟ چون اَطبا نحوهٔ خوراک خوری بنده را تغییر دادند، مرا از نوشیدنِ اَلکل بازداشتند و حتّی اجازهٔ انجام عشق بازی را نیز به من ندادند تا مثلا خدای نکرده کار به جاهای باریک کشیده و خلاصه قلب و مغزِ اینجانب در آن وسط بلوکه شود، حتماً مستحضر هستید منظورِ اینجانب چیست!
همچنین ممنوع از موتور سواری، خروج از خانه، دید و بازدید عمله و اطربه، آشپزی و تمیز کاری، سونا و جکوزی و... شده بودم.
دستگاهِ بسیار کوچکی بروی قلبم گذاشتند تا آمارِ کاملِ اینجانب را به ایشان گزارش کند، خوشبختانه از دستَش فردا راحت میشوم. امشب در مریضخانه بستری شده و اینها باید تا صبح آزمایشهای مربوطه را انجام دهند، از خون و اِدرار گرفته تا اِسکَنهای مختلف و اِکو گرافیهای متعدد و ... یکی از دوستانَم مرا همراهی خواهد کرد، هم صحبت و یارِ مهربانیست هرچند سرش چندان بی کلاه از جریان نمانده و در بینِ قضیه با پرستاران لاسهای عَظیم خواهد زد...
دل در دلم نیست، به خصوص که با جریانِ احساسی جدیدی که قبلاً خدمتتان عرض کردم - حوصلهٔ خطبههای علمی دکترها را ندارم، آخر چه معنا دارد یک پزشک اینقدر جوشِ بیمار را بخورد؟ چرا ایشان باید تعطیلاتِ خود را به کناری گذاشته تا کاملاً مراقبِ مریض باشد؟ چرا این همه وسواس و حساسّیت؟ مگر میشود؟ مگر داریم؟ ... اینها باید از دکترهای مرحوم کیارستمی خودمان یاد گیرند تا بفهمند دکتر باید بی مسئولیت باشد آقا جان!
عصرِ فردا احتمالاً آزاد خواهم شد و بیکباره بروی هارلی عزیزم (موتور دوستان اینجا حاضرند؟) جَهیده و حسابی دورْ دورْ خواهم کرد، به دکتر گفتم قبلاً که یا هارلی یا هیچ... آزادی مرا پس دهید.
خدا پرستان برایم دعا کنند و خدا نَپَرستان برایم آرزوی دیداری دیگر...
سلامت باشید.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار