بالابلاگ u202b۱۰ کلیک
داش "احمد" اگه بد میگم، "توکل" به خدا بکن و بزن تودهنم، نه اصن بزن تو فکم!!-عبید سن خوزانی
دیدم احمد توکلی گفته: اعتماد مردم به قوه قضایئه مخدوش شده است
دیدم این بدبخت ازترسش دهنشو باز کرده، اما جرات نکرده همه را بگه. این بود که واسش نوشتم:
داش احمد:
به کدام قوه یا باطری و حتا برقی مخدوش نشده است. مثلا ما قوه مقننه داریم؟ وقتی به صورت آشکار و علنی به وظایف این قوه یک پیرمرد مردنی عهد دقیانوس تقوط کرده و وظیفه ای را که بیش از صدسال است به عهده قوه مقننه گذاشته اند، یعنی تعیین صلاحیت نماینده های منتخب مجلس را یک تنه تقبل کرده و به حق و حقوق قوه ای که قانون گذار است اینگونه بی اعتنائی میکند، شما آن را قوه مقننه و قوه ای می دانید که اعتماد مردم به آن مخدوش نشده است؟
فرض کنیم خانمی که با دویست هزار رای مردم اصفهان نماینده شد، درخارج هم با یکی دست داده است، یک آدم مافنگی مردنی به اعتبار اینکه فکر میکند رهبر پشتش ایستاده، باید اینگونه قانون شکنی کند؟ شما آنجا را خانه ملت و مجلس شورا مینامید که رای دویست سیصد نفر از نمایندگان به اصطلاح مردم، با یک حکم حکومتی آقام رهبر "مدرر" میشود؟ مدرر، از باب واز رشه همان "ادرار" خودمان است. همانکه سعدی علیه الرحمه میفرماید در نظامیه بغداد تلمذ میکردم و مرا روزی .... ادرار داشتم.
احمدآقا حالا بیائیم سر آن یکی قوه، یعنی قوه مجریه این چه قوه ایست که بسیاری از وظایف او را گرفته و به بیت رهبری و قوه قضائیه وسپاه پاسداران داده اند؟ چند تا وزارتخانه اصلا مربوط به او نباشه خوبه؟ مگه نه اینکه، قوه قضائیه وظیفه اش تطبیق جرم با ماده قانونی و تعیین مجازات مجرم است؟ همین و بس. زندانها باید همه زیر نظر قوه مجریه باشد، از لحظه ای که رای دادگاه صادر میشود تا لحظه آزادی متهم یا اعدام و کفن ودفن او، همه وهمه ازوظایف قوه مجریه است و باید این قوه مسئول این کارها باشد، آیا حالا اینگونه است؟
زمان آن یکی دیکتاتور که البته من اورا اصلا دیگر دیکتاتور نمیدانم. آن بدبخت از قرار خود رای بود و دوست داشت همه فکر کنند با اراده اعلیحضرت همایونی اوامر اجرا میشود. درزمان آن یکی میگفتند کارهای نفتی و سیاست خارجی و ارتش مربوط به شاه است و بقیه مربوط به هویدا. تازه هویدا خودش را رئیس دفتر شاه میدانست. حالا شما بفرمائید کدام یک از امور زیر نظر این یکی دیکتاتورنیست؟ آقا در زندگی زناشوئی منهم دخالت میکند که من چندتا بچه درست کنم. آقا به توچه وارد تنگه هرمز زن و شوهر میشوی. خودت که اهل کشتی رانی نیستی و کشتی هات مدتی غرق شده، دست کم بگذار ما مشغول قایق سواری مان باشیم، به تو چه که هی سرک میکشی و دستور میدی که اینجا برو و اونجا نرو. تو برو نون پنیر و نون وماست خودت را بخور، به من و بحرپیمائی های من چه کار داری؟
حالا با این شرایط، احمد آقا بفرمائید این مادر مرده روحانی خودش را چه بنامد؟ قطعا حتا مثل هویدا "رئیس دفتر" هم نیست. هویدا اگه درسفر رسمی به خارج مثلا به ایتالیا و فرانسه میرفت و قراردادی می بست و برمیگشت، شاه اصلا دراین قرارداد ها دخالتی نمیکرد. تازه ایتالیائی ها حجاب اسلامی هم دور کون و کپل مجمسه های دوسه هزار ساله خود نمی کشیدند که سگ رغبت نمیکنه به اونها نیگا کنه احمد آقا، با این اوصاف این بابا روحانی نه تنها رئیس دفتر نیست، بلکه دم، تدارکاتچی هم نیست. ما ترک زبان ها به اینجورافراد میگوئیم "یالانچی پهلوان" شما شمالی ها را نمیدانم.
این بدبخت اصلا قدرتی ندارد. قول داده بود که احترام را به مردم برمیگرداندم، گرداند؟ قول داده بود حصر را برمیدارم، برداشت؟ حصر را که برنداشت هیچ، یک حصیر هم دورش کشید که خیال همه تخت بشود. آقا گفته انتقاد ازمن جرم نیست. راست میگه من هم که فرسن گها از مملکت دورم، با شنیدن این فرمایشات آقا، تا حالا سه چهاربار به حرفهایش و کارهایش انتقاد کرده ام وکسی هم با خاویار دریای مازندان کاری نداشته است، حال بفرمائید این رئیس جمهور یالانچی پهلوان جرات دارد راسته حسینی رودروی این آقای ازخود راضی و ازهمه ناراضی بایستد و بگوید شما اینجا و اینجا و اینجا و اینجا، این اشتباهات را کردی و مملکت را به "گا" دادی. خودت هم گفته ای که انتقاد ازتو جرم نیست و هرکس میتواند ازتو انتقاد کند. من هم رئس جمهور هیجده میلیون رائی هستم و حالا هم که رئیس جمهور نزدیک به هشتاد میلیون نفرم، حالا پاسخ بده به بینم این چه حرفی بود که زدی و گفتی هرچه میخواهید بگوئید حتا اول وآخر مرا هم بشمارید مثل فرض بفرمائید یک، دو، سه چهار و... اما ترا به جان این باقرم، راجع به حصر هیچ حرفی پیش من نزنین که من خیلی حساسیت دارم. آقاجان یه ملت حالا بیش از سی سال است نسبت به شخص شخیص جنابعالی، کارهایتان، حرفهایتان خدا به سر شاهده، بدجوری حساسیت دارند. طوری شده؟ شما ازکار برکنارشده ای، ازمردم پوزش خواسته ای این مجلس بی بخار خبرگان ازخواب بیدار شده اند.
خوب حالا درمقابل هشتاد میلیون نفر، حالا هشتاد میلیون هم نه چل میلیون، نه اصلا همان هیجده میلیون که ازلج تو رفتند و به روحانی رای دادند که این جلیلی شوهرننه من یا او ولایتی سرکار نیان و مردم دق مرگ نشن، شده دربرابر این مردم ظاهرشده و گفته باشی مردم مرا ببخشید که اشتباه کردم، والله منهم مثل شما آدمم، عینهون شما منهم اشتباه میکنم، اصلن هم با امام زمان و اون بالا مالاها ارتباط ندارم. اینائی هم که دور وبرمن جمع شدن وهی به نافم م بندن که من با امام زمان درکارها مشورت میکنم، گه زیادی میخورند و خودشان هم میدونن، منم مثل شما اشتباه میکنم، بی خود کردم گفتم فکر من با این یارو خیلی همخوانی دارد. حالا معلوم شده که یارو رئیس دزدا بوده و اگه خودش هم به اندازه کافی نچاپیده باشه، اطرافیانش هرچه میخواستند چاپیده اند وعلاوه برسهم خودشان جور همزاد و هم فکر مرا هم کشیده اند، یعنی شما هم مثل اوشان هستی؟ اگر نیستی باید بگی ای ملت من غلط کردم. غلط کردم حرف بدی نیست، میگی نه از "افغان"...
برچسب:
نویسنده: استخدام کار