بالابلاگ u202b۴۰ کلیک
خوب انتقادات به پستهای من کم نیست . اولا این پست را در حد معقولات داخل جهان سوم و با فرض معادلا ت داخل جمهوری اسلامی بخوانید که عملا حاکم بر ایران است و الا ارزوها و ایده ال های ما ممکن است مایلها با این تحلیل فاصله داشته باشد . لذا در اینجا به اختصار نگاه من به پدیده های داخل جمهوری اسلامی و نخبگان سیاسی سر بر آورده از آنرا شفاف سازی میکنم و قضاوت را به خوانندگان میگذارم .
اول خامنه ای :خامنه ای معجونی است از افکار سید قطب و عقاید پان ایرانیستی هر دو توامان با هم با شدت و حدت بیش از پیش حرکت میکند . خامنه ای تنها اخوندی بود که از تخت جمشید در دهه 60 در اوج اقتدار اسلام خمینیستی بازدید کرد .او همزمان میل دارد که رهبر یک کشور مقتدر باشد او تنها یک خدا دارد و خدای او تاریخ است و باید به او پاسخ بدهد . خامنه ای همزمان چند گرفت و گیر دارد اولا هژمونی قم در دستگاه جمهوری اسلامی مشهود است رانت و فساد اقتصادی و سیاسی و قضایی مشهود و مبرهن است او براحتی نمیتواند از شر هژمونی قم خلاص شود چرا که مشروعیت خود را از قم میگیرد و نمیتواند مقابل قم بایستد و افکار سید قطب هم در ذهنش مجال این کار را نمیدهد . لذا معجونیست از همه اینها . سلطه اقتصادی و بی نظمی فرهنگی قم و حرکت در چارچوب نظام بنیاد نهاده شده توسط خمینی خود بخود خامنه ای را به اینراه میکشاند که مصایب حاصل از آنرا میبینید .خامنه ای از نظر ساختار اداری بیشتر دنباله رو محمدرضا شاه پهلویست و همچون ا و علاقه دارد تا دربار قوی و ارتش سالار داشته باشد . توسعه ایرانشهر درداخل اراک عجم و مدیترانه او دارای ارزش افزوده است همچنانکه سیاست موشکی و اتمی او درست است تو جه داشته باشید ما هم مرز پاکستان اتمی هستیم که هر آن ممکن است طالبان در آن به قدرت برسد. پاکستانیها شدیدا مذهبی هستند .از سوی دیگر ما کم زمین و نفردت بر سر تمامیت ارضی نداده ایم به کشورهای استعماری.
رفسنجانی و روحانی : ایندو را در کنار هم می آورم چرا که از جهاتی با هم شبیه هستند و از هم متفاوت . رفسنجانی و روحانی از یک کانسپت پرطرفدار در جهان وخصوصا در جهان سوم می آیند یعنی بخور و بخوران و مشرو عیت خود را از آن میگیرند .رفسنجانی در دور اول ریاست جمهوری به این نتیجه رسید که سیاستهای اقتصادی دولتی راه به جایی نمیبرد . او واقعا دوست دارد که امیر کبیر ایران نامیده شود . از سیاستهای مثبت او باز کردن تولید صنعتی در دور اول ریاست جمهوری بود به طور مثال او بهای هفتاد درصد قرارداد قطعه زنی خودرو را به کارگاههای کوچک و فنی داد تا بروند زمین و سوله و مواد و کارگر و دستگاه بیاورند و عملا صنعت قطعه زنی و توسعه شهرکهای صنعتی یادگار اوست . اشتباه رفسنجانی در دوعامل بود یک اعتماد زیادی به نزدیکی با امریکا داشت و میخواست کار را یکسره کند ( بحث رابطه ایران و امریکا بازیگران بسیاری دارد که هرکدام منافع خودشانرا دارند ) عملا بوش سینیور به او کمک کرد تا رابطه با اروپا راتوسعه دهد و چند زیر دریایی از روسیه بخرد تا ناوگان نظامی ایران توسعه یابد .دو . موفقیت های اولیه دنبال کردن سیاستهای لیبرالی اقتصادی اورا به اشتباه محاسباتی واداشت .به طور مثال ایران در سالهای هفتاد و هفتاد و یک خورشیدی توانست به تولید ناخالص داخلی اوج دهه 50 برسد ولی اغلب جمعیت ایران در دهه هفتاد نوجوانان متولد دهه 60 بودند و فشار و شوک اقتصادی بی رویه راه را باز نمیکرد توان و ظرفیت داخلی آن سالها همان مقدار بود و باید تقویت میشد با ازادسازی دلار صنعت و اقتصاد ناگهان دچار تلاطم شد و اقتصاد خانوارهای ایرانی ناگهان دچار از هم گسیختگی شد .ضربه دوم آزاد سازی اقتصادی در سیستم درمانی و اموزشی بود که عملا برگیجگاه طبقه متوسطی که در حال فرم گرفتن بود وارد شد .شهرهای اطراف مناطق صنعتی کانون شورش های خیابانی بود اسلامشهر ، مشهد ، قزوین او عملا در سال 75 متاسفانه شکست خورد و به جای سیاست تعدیل شما بخوانید لیبرالی به سمت سیاست اقتصادی تثبیت روی اورد . طبرزدی و ده نمکی در دل این سیاستهای اقتصادی رشد یافتند و هرکدام راه خود را تصادفا یافتند.جرقه اولیه فسادهای سیستماتیک در همین دوره زده شد و بدنه سپاه نیز آغشته به این اپیدمی شد . متاسفانه از توسعه سیاستهای لیبرالی وجه بیشتر فسادهای ایران تکوین یافت ولی با اینهمه همین راه را برای اندکی مردمسالاری باز کرد .
این مبحث روندی ادامه دارد با یک گریز به روحانی .روحانی مشروعیت خود را از دل همین کانسپت بخور و بخوران میگیرد ولی او فقط قسمت اولش را گرفته . او در یک کلام یک فرد جاه طلب است که زیاد برایش فرقی نمیکند چه بشود او قدرت را میخواهد و زیا د در بند چیزی نیست چه بشود .یک جنتی جوانتر و جسورتر و جاه طلب تر . او کاریکاتوری از همه چیز هست یک نمایش بالماسکه برای لذت بیشتر .او خوب میداند باید درکوتاه ترین زمان ممکنه موج ژورنالیستی ایجادکند و برای رسیدن به هدف همه کاری میکند .خمینی را امام میکند اسمش را ازمنوچهر فریدون به حسن روحانی تغییر میدهد .دکتر میشود دکترای حقوق از دانشگاه انگلیسی زبان بدون کمترین تسلطی به زبان میگیرد بدنه وفادار به هاشمی را وام میگیرد .بر مرگ پسرش آسان میگیرد . هسته ای ایران را میدهد .همه و همه وهمه تا شاید رهبر ایران شود او ایران را راحت میفروشد . و ابایی از این کار ندارد .
احمدی نژاد و سپاه در در مبحث دوم تفسیر میکنم .
برچسب:
نویسنده: استخدام کار