خرید بک لینک

EN ted.com u202b۱۰ کلیک

فیلم با زیرنویس انگلیسی: تمام كشورهاي جهان در حال اصلاح نظام هاي آموزشي خود هستند به دو علت: اولين دليل اين است كه دانش آموزان بتوانند جايگاه خود را در نظام اقتصادي قرن 21 پيدا كنند؛ اين در حالي است كه ما نمي توانيم تخمين بزنيم كه در هفته آينده، اقتصاد چگونه است. دليل دوم فرهنگ است. نظام هاي آموزشي مي خواهند كه در اين فرايند جهاني شدن، بچه ها هويت فرهنگي خود را حفظ كرده و آن را به نسل بعدي منتقل كنند. مشكل اينجاست كه ديدن آينده به واسطه آنچه كه در گذشته انجام داديم عملي نيست. از طرف ديگر دانش آموزان نمي دانند كه براي چي به مدرسه مي روند. وقتي كه ما مدرسه مي رفتيم به ما مي گفتند كه اگر خوب درس بخوانيد مي توانيد به دانشگاه برويد و شغل خوبي پيدا كنيد. اما بچه هاي امروزی اين را قبول ندارند چون داشتن مدرك، تضميني براي داشتن شغل خوب نيست. مشكل اينجاست كه نظام آموزشي كنوني براي عصر متفاوتي طراحي شده است. ايده اصلي نظام آموزشي كنوني ما مربوط به عصر روشنگري بوده است كه تحت تاثير دوران انقلاب صنعتي قرار گرفت. تا قبل از قرن نوزدهم، نظام آموزش عمومي اجباري براي همه كودكان وجود نداشت. در اين پارادايم چنين تصور مي شد كه كساني كه تحصيلات آكادميك ندارند، باهوش نبوده و بايد در رده هاي پايين اجتماعي (مانند كارگري) شاغل شوند. اما كودكان ما در دوران ديگري زندگي مي كنند. آنها مي توانند از طرق گوناگون، اطلاعات دريافت كنند مانند اينترنت، تلويزيون، آيفون، و غيره. از اين رو آنها نمي دانند كه براي چي بايد به حرف هاي كسل كننده معلم گوش دهند. يكي از قربانيان اين ذهنيت، هنر بوده است. هنر، تجربه اي زيباشناختي است كه باعث مي شود تمام حواس انسان فعال شده و انسان حضوري با تمام وجود داشته باشد. اما نظام آموزشي ما مانند داروي بيهوشي باعث مي شود كه حواس از كار بيافتد. ما بايد دانش آموزان را بيدار كنيم كه آنچه در درونشان است را احيا كنند. مدل نظام آموزش كنوني ما بر اساس دوران صنعتي است. مدارس مانند يك خط توليد كارخانه در نظر گرفته شده اند كه بر اساس رشته هاي گوناگون تقسيم بندي شده اند. بچه ها بر اساس سنشان در گروه هاي گوناگون تقسيم بندي مي شوند و در تاريخ مشخصي فارغ تحصيل مي شوند كه مانند تاريخ توليدي است كه بر روي كالاها نوشه مي شود. درس دانش آموزان بر اساس استاندارد يكساني براي همه تدوين مي شود و معيار موفقيت در انجام دوره هاي آموزشي هم آزمون هاي استاندارد است. در صورتي كه چنين مدلي از بنيان نادرست است و بايد تغيير كند. يكي از مفاهيمي كه در سال هاي اخير مطرح شده است، تفكر واگراست. تفكر واگر با خلاقيت، يكي نيست. خلاقيت را مي توان فرايند دريافت يك ايده ارزشمند تلقي كرد. تفكر واگرا در واقع ظرفيت لازم براي خلاقيت است. اين قابليت ديدن جواب هاي گوناگون براي يك سوال است و همچنين نحوه تفسير يك سوال به شكل هاي گوناگون. آقاي ادوارد دوبونو از تفكر جانبي صحبت مي كند، يعني تفكر كه خطي نيست و اين همان...

- - , .
.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 25 تير 1395 ساعت: 3:13

صفحه بندی