بالابلاگ u202b۲۰ کلیک
آقا ما چند روز بود , که تمام هم و غم مان مصروف فتوای تازه آقای آیت الله ناصرابوالمکارم شیرازی- شکر پنیری شده بود . از بام تا شام چهار چنگولی به این فکر میکردیم , که چی شده پس از اینهمه سال ایشان همچنین فتوایی به خارج صادرات کردند . شغل اصلی ایشان تا به حال , با این همه تحریم ها , واردات بوده و چرا حالا که همه چی واردات اش آزاد شده , ایشان یک کاره به فکر صادرات افتاده اند . سر این قضیه امروز بر من فاش شد . و به تیز هوشی و آینده نگری ایشان احسنت گفتم . از منبع اصل اش شاهد می آورم , تا قبول کنید .
ترزا می، دومین نخستوزیر زن بریتانیا
بلی با ید بگویم , که سیده خاتون " ترسا می " یکی از نوادگان حاج سید میرزا توماس چارلز چارچولی یکی از روحانیون سنت شده انگریزی در عتبات بمالیات بوده و در محضر آیت الله سد مم رضا بلوچستانی تلمذ میکرده اند . این بانوی عفیفه مکرمه محجبه , که هنوز پس از چندین و چند سال جای کبودی نیشگون روی باسن چپ شان را به یادگاری از کراما ت حاج سد مش حسن خوش گوشت برای شگون حفظ کرده اند , در مکتب نرجس لیور * پول "* به آموزش دوشیزگان نروک ور چروکیده در امور حیض -نفاس - استفاذه , مشغول بوده و همواره از پرده نشینان پنت هاوس ( بیت ) رهبری به شمار می رفتند . تا اینکه چندی پیش , پس از ترکمان زدن آقای داوود غامرون ( از نواب و ابواب اخمسه ) آتش به بیت رهبری افتاده و پرسش جاوید به میان آمد . که " چه باید کرد ؟: "
آقا مژتبا با شورت مامان دوز از خانه غلامعلی خان آهنگر دادگر دوان دوان با میکروسکوپ به طرف انستیتو " پاستور " رفته و فریاد میزد : " یافتمی ! یافتمی ! " .
سید علی خان چپ دست فرمودند : الهی به قربون این شاه پسر بشم , که " ولی زاده " من است . آنچه دانی بگو ای شیرین بیان !.
آقا مژتبا فرمودند : همین سیده خاتون خودمان !.
سید علی خان چپ دست فرمودند : کدام سیده خاتون ؟.
آقا مژتبا فرمودند : همین سیده خاتون " ترسا می " نواده حاج سید میرزا توماس چارلز چارچولی .
سید علی خان چپ دست فرمودند : ایشان که پلاسیده و آبلمبو اند . از آن بد تربی پرده اند .
آقا مژتبا فرمودند : پرده ندارند , که ندارند !. به جهنم اسفل من النار . به جای آن رولز رویس دارند . حوزه علمیه کربلا و نجف که دارند . و نیز کلفتی دارند , ترد و تازه تر از برگ گل و آنکار دیگر هم میکند .
سید علی خان چپ دست فرمودند : خدای را شا کرم , که این چنین پسر دانشمندی داشته , وگر نه کار این ایرانیان دست و پا چلفتی بر زمین میماند . و در حالی که با دست چپ بیلیارد عبایی میزدند , مانند نوزادانی که می گوز..و از صدای آن هاج و واج می شوند , فرمودند : پس برای حجاب ایشان
دوباره " چه باید کرد ؟. "
آقا مژتبا آستین مبارک خودشان را تکانده و از آن فتوایی چاق و تپل , خندان به میان پرتاب شد .
سید علی خان چپ دست فرمودند : مجی جان , تو که اجازه فتوا پرتاب کردن نداری !. مال خودمان هم بس که تقلید نشده " کپک " زده . وانگهی باید صادرات هم بشود . پس چه کسی می تواند فتوا بدهد ؟.
آقا مژتبا فرمودند : همین آقای آیت الله ناصرابوالمکارم شیرازی- شکر پنیری , مگر بیل به کمر شان خورده است ؟.
سید علی خان چپ دست فرمودند : پات ام !!!!.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار