بالابلاگ u202b۲۰ کلیک
سید مجتبی نواب صفوی به سالِ ۱۳۰۲ خورشیدی در تهران، به شمارهٔ شناسنامهٔ ۲۶۴ از تهران زاده شد. وی در یک خانوادهٔ مذهبی و واپَسگرا ( مرتجع، مخالفِ پیشرفت و اندیشه های نو) به دنیا آمد. پدرش سیدجواد میرلوحی ـ نامی به نواب صفوی بود. نواب در هفت سالگی به دبستان رفت و سپس واردِ دبیرستان صنعتی ـ نامی به دبیرستانِ صنعتی آلمانها در خیابانِ قوامالسلطنه شد. نواب صفوی پس از پایانِ سال اول و آغاز سال دوم دیگر به دبیرستان نرفت، ولی با فشار بستگانَش دوباره به دبیرستان بازگشت ولی پس از کوتاه زمانی یک باره برای همیشه درس خواندن را کنارگذاشت.
با بازجوییها از وی روشن شد که نواب صفوی در شرکت نفت در خوزستان کار می کرده ولی پس از کوتاه زمانی از خوزستان رهسپار عراق شد. پس از چهار ماه که نواب در عراق بود، جامهٔ آخوندی بر تَن کرد. نواب صفوی در کلاسهای طلبهها با خود روزنامههای سیاسی همراه میبرد. آشکار نیست که او چگونه و چرا یک دسته سیاسی مذهبی به راه انداخت.
وی در زمانِ دولت مصدق وی را به قتل تهدید میکند و پس از مدتی به مخالفت با دولت برمی خیزد که در این میان آیت الله کاشانی نیز جانبِ مصدق را میگیرد. نواب در سال ۱۳۳۰ خورشیدی به دلیل پروندهٔ قبلی در ساری به دو سال زندان قطعی محکوم شده بود و به همین دلیل به دستور مصدق، نخست وزیر وقت، مأموران در تیرماه ۱۳۳۰ خورشیدی نواب را در خیابانِ ژاله دستگیر میکنند و با توجه به پروندهٔ معاونتِ او در قتل رزم آراء پروندهٔ دیگری برای او از سوی دادستان تشکیل میگردد.
نواب صفوی در شهریور ۱۳۳۲ خورشیدی به دعوتِ سید قطب از رهبرانِ اخوانالمسلمین برای شرکت در کنگره اسلامی قدس عازم بیتالمقدس شد. او در آن کنگره سخنانِ پُرشوری ایراد نمود و مسلمانان را به وحدت برای آزادسازی سرزمینِ فلسطین فراخواند. وی در این سفر از عراق، سوریه و لبنان بازدید کرد و در شهرِ صور لبنان با شرفالدین عاملی ملاقات نمود. نواب در ادامهٔ سفرِ خاورمیانهای خود پس از لبنان به دعوت اخوانالمسلمین مصر رهسپارِ قاهره شد. این دوره مصادف با کودتای ژنرال محمد نجیب و برکناری ملک فاروق، پادشاهِ مصر بود. وی در دانشگاهِ اَلازهر سخنرانی کرد که با استقبال هزاران تَن از حاضران مواجه گردید، و اندکی بعد جمعیتِ اخوانالمسلمین توسط دولتِ مصر غیرقانونی اعلام شد.
نواب صفوی پس از اطلاع، در تلگرافی که از ایران به قاهره مخابره نمود، مراتبِ نگرانی خود و عمومِ مسلمانان را از اقدامِ دولت مصر اعلام کرد و خواستارِ تجدیدنظرِ فوری آن دولت نسبت به اخوانالمسلمین گردید. و در مسیرِ بازگشت به ایران در عراق طی مصاحبهای کودتای ۲۸ امرداد را به شاه تبریک میگوید.
نواب صفوی فدائیان اسلام را پنهانی بنیاد نهاد و برای ایجادِ حکومت اسلامی به قتل سَران و بزرگانِ کشور کمر بست. پس
از کشتنِ احمد کسروی، وزیر دربار شاهنشاهی هژیر از سوی فدائیان اسلام ترور شد. پس از ترورِ نافرجام به جانِ حسین علاء نخست وزیر نواب صفوی رهبر فدائیان اسلام و دو تن از یارانش دستگیر شدند.
سرانجام نواب صفوی به جرمِ بنیاد نهادن یک جمعیت غیرقانونی، قتل و برانگیزاندنِ همدستانَش به قتل در روز ۲۴ دی ماه ۱۳۳۴ خورشیدی در دادگاه نظامی به اعدام محکوم شده و در روز ۲۷ دی ماه ۱۳۳۴ خورشیدی تیرباران شد.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار