بالابلاگ u202b۴۰ کلیک
افغانهای مخالفِ نادرشاه پس از فتح قندهار به دست نادر، به دهلی گریخته بودند. نادرشاه سه بار به پادشاه هند، محمد شاه گورکانی، اخطار نمود که نظامیان اشرف افغان را به ایران تحویل دهد. در پی عدمِ تحویل آنها، سپاه ایران از رود سِند گذشت و در جنگ کَرنال هندیها را شکست داد و دهلی را تصرف کرد. سپس مزدورانِ اشرف افغان را در بازار دهلی دار زدند.
نادر به رغم کمی سپاهیانَش در مقابل لشکریان فیل سوار هندی، توانست با بهکارگیری تاکتیکهای نوینِ جنگی پیروز شود.
در تاریخ آمده است که آن هنگام که سپاهیانِ نادر شاه افشار وارد دهلی شدند به نادر گفتند:
اجازه میدهید وارد قصرِ محمد گورکانی پادشاه هند شویم؟
نادرشاه در پاسخ می گوید: اینجا نیامده ایم پِی تخت وتاج، بگردید و مزدورانِ اشرف افغان را بیابید.
سپاهیان پس از جستجوی فراوان تعداد کثیری از مزدوران اشرف که بنا به برخی روایات عدد آنها تا هزار تا نیز می رسد دستگیر و نزد نادر می آورند.
نادر رو به آنها می کند و از ایشان می پرسد: چگونه بیست سال درایران خون ریختید و به ناموس کسی رحم نکردید؟ آیا فکر نمیکردید روزی به این درد گرفتار آئید؟
مزدوری پاسخ داد: میپنداشتیم همه مردان ایران، شاه سلطان حسین هستند.
از میانِ سپاه ایران فریادی برخواست که ما همه نادریم! ومردانِ سپاه بارها این سخن را از ته حنجره فریاد کشیدند.
منبع: رضازاده شفق، کتاب نادرشاه از دیدگاه مورخین و شرق شناسان (تحریر: تهران ۱۳۳۹ چاپ: ۱۳۸۶).
برچسب:
نویسنده: استخدام کار