marde-rooz.com u202b۲۰۰ کلیک
وسط هفته، دوستی تلفن زد و گفت: «میزبان دوستی است که تازه از ایران آمده٬ و از من خواسته که او را به کافه لختیها ببرم. بیا ما را ببر...» با وجود کمی سر درد و سرماخوردگی، درخواستش را رد نکردم. دو ساعتی مانده به نیم شب، به کافه مورد نظر رسیدیم. سه شنبهی سوت و کوری بود. حوالی ۱۵ دخترِ تقریبا لخت، دور و بر پیشخوان روی حولههای سفیدی که همه جا با خودشان میبردند لم داده بودند. آقای مسافر تا فهمید که دختران کافهی لختیها او را به آرزوی خود نمیرسانند و فقط در ازای ۲۰ دلار در اتاق خصوصی برایش لخت خواهند رقصید با تعجب ولی طلبکارانه گفت: «آخه این دیگه چیه؟ من گفته بودم که چی میخوام... اینا که با هاشون کاری نمیشه کرد. بابا صد رحمت به ایران... اگه اومده بودین ایران براتون دختر تهیه میکردم که یه هفته باهاش هر طور که میخواهید حال کنید»
برچسب:
نویسنده: استخدام کار