بالابلاگ u202b۲۰ کلیک
سلام سرباز وطنم
خواستم بگویم از امروز من دیگر یک روزنامه نگار نیستم.
خواستم بگویم امروز هم صداو سیما سکوت کرده است و هیچ ایرانی مهربانی نمیرود جایی شمع روشن کند و برایت دسته گل بگذارد.
شبکههای مجازی سرشان به کار خودشان گرم است.
هنوز اخبار فلوجه میچرخد و میچرخد. هنوز جوان پناهجوی سوری صدر اخبار است.
هنوز خبر یارانههای ۴۵ هزارتومانی پربازدید است.
هنوز هیچ سرداری دلش به درد نیامده از رفتن سرباز وطنش تا به جای سربازان سوری و فلسطینی و یمنی و... به سرباز مظلوم ایرانی هم بیندیشد.
سلام سرباز وطنم
جایت اینجا خالی نیست.
جای تو هیچ جا خالی نبوده است.
چون تو جایی نداشتهای که خالی باشد.
سرباز وطنم گویی تو در ناکجاآباد میزیستهای و هیچ هم ولایتی و همشهری نداری. نداری تا برایت شوری به پا کنند.
هیچ هم زبانی نداری که مثل فلان قوم و فلان ماجرا آنقدر پافشاری کند تا برنامهای تلویزیونی را تعطیل و هنرمندانش مجبور به عذرخواهی رسانهای شوند.
هیچ همصنفی نداری که فریاد وامصیبتا سربدهد و بگوید به صنف کاری و حرفه ایش توهین شده و درِ یک برنامهی دیگر را تخته کند.
تو حتی دیواری هم نداری که کسی به خودش زحمت بالا رفتن بدهد.
سلام سرباز وطنم
من روزنامه نگار نیستم که خبر دردناک مرگ بیدلیل تو هنوز تلنگری به شیشهای نزده است.
من روزنامه نگار نیستم که هنوز خبر سکه و ارز و طلا و یارانه را مینویسم.
من روزنامه نگار نیستم که هنوز از یورو ۲۰۱۶ و مسابقات والیبال مینویسم.
من روزنامه نگار نیستم که هنوز حواسم نیست که وقتی میگویند تو به خدمت اجباری سربازی رفتهای یعنی مجبور بودهای برای رعایت قانون ۱۰۰ ساله، در شرایطی که نه توانستهای درس ات را تمام کنی، نه در کنار محبوب ات زندگی به خوشی بگذرانی، و نه توانستهای شغلی درخور نیروی جوانیت پیدا کنی یعنی چه.
من روزنامه نگار نیستم اما تو سربازی
من مینویسم سرباز تو بخوان سر از دست داده
برچسب:
نویسنده: استخدام کار