بالابلاگ u202b۱۰ کلیک
بلاخره تکلیف چیه حاج آقا الان طبق دفاتر بیشتر از ارزش کارخونه و مطالبات وصول نشده بدهکار بانکها و اشخاصیم یعنی عملا چند ساله که ورشکسته ایم چطوره رسما اعلام ورشکستگی کنیم ؟اینجوری دیگه جوابگوی بدهی بانکها و دیگران نیستیم علت ورشکستگی رو هم تحریمهای ظالمانه دشمنان انقلاب اعلام میکنیم ....
...نه جانم شما معلومه ناشی هستی همونطور که میدونی من قبلا مدیرعامل چندین موسسه و شرکت و کارخونه بودم و هستم همه اونها هم آخرش به همینجا رسیدن ..در صورت اعلام ورشکستگی بحث حسابرسی و صورت اموال و دفاتر و دارایی و محل خرج وامهای دریافتی پیش میاد و خطرناکه شما که نمیخوای خدای نکرده خونه ها و زمینها و ویلاهات رو از دست بدی؟..
..نه حاج آقا حق با شماست اما چه بکنیم ؟..
ها ...نجات ما در اصل چهل و چهاره..
۴۴ چی هست حاج آقا وام جدیده ؟
نه جانم اصل ۴۴ همون قانون واگذاری شرکتها و بنگاههای در اختیار دولت به بخش خصوصیه ...
..یعنی کارخونه رو بدیم به بخش خصوصی ؟ آخه حاج آقا آدم دلش میسوزه چقدر من و شما برای اینجا زحمت کشیدیم و خون دل خوردیم تا خودکفاش کردیم و از وابستگی نجاتش دادیم ..
...بله خوب اما بلاخره چاره ای نیست ما حکم سرباز رو داریم هرجا که بگن میریم برای خدمت...
...شما صحیح میفرماین حاج آقا اما کدوم بخش خصوصی مغز خر خورده ای میاد این خرابه رو با کلی بدهی بخره اصلا پول چی رو میخاد بده ...
..نه برادر اونجوریهام نیست هنوز خوب بچلونیش یه چیزایی تهش میمونه شما اجلاتا چند مزایده برای ماشین آلات و ضایعات بذار خودم بخش خصوصی خوب سراغ دارم....
* پرده سوم..
الو الو سلام قنبرعلی جان چطوری پسر دایی اهل و عیال خوبن انشالله ...
به به حاج آقا چه عجب یادی از دهات و فقیر فقرا کردی ارباب ؟
..مخلصیم پسردایی شرمنده دیگه گرفتاری و کار و بار امونم رو بریده میدونی که امثال ما متعلق بخودمون نیستیم ، راستی قنبر جان هنوز اون تعاونی کشاورزی کتل تپه رو داری ؟
آره حاجی اما فعال نیست وام رو که گرفتیم هر کی رفت پی کار خودش ..
..خوب عیبی نداره قنبرجان خواستم بگم کارخونه ما رو گذاشتن برای فروش اگه طالبی میتونم جورش کنم برات ..مورد و فرصت خوبیه ..
..چی میگی حاجی من کل گاو و گوسفندامم که بفروشم یدونه از دستگاههای شما رو نمیتونم بخرم ...
..نه قنبر جان اولا که قیمتش رو برات مفت حساب میکنم بعدشم قسطی میتونی بدی خودمم کمکت میکنم و هوات رو دارم شما پسر عمو ها و پسر خاله ها رو هم خبر کن و پاشید با مدارک تعاونی بیایید اینجا تا بهتون بگم...
*پرده آخر
جلسه مدیریتی مالک خصوصی
خوب دوستان عزیز همونطور که خبر دارین ما اینجا رو خریدیم و مبخوایم ببینیم باید چه بکنیم خوب برادرا خودشون و کارشون معرفی کنن ببینیم کی باید بمونه و کی باید بره شما آقای مهندس ..
..بله من صفدرعلی ...مدیر دایره تفکیک شرکت هستم ضمنا حاج آقا هم سلام رسوندن ..
خوب کارتان چیز است برادر؟
بله ما و همکاران برگه های فاکتور و رسید رو تفکیک میکنیم ..زرد یجا و آبی یجا و سبز جای دیگه ..
...شما جناب...؟
بنده قربانعلی مدیر قسمت کش بندی هستم جاتون خالی دیروز سر شام حاج آقا کلی تعریفتون کردن..
خوب کار قسمت شما چیز است؟
..بله قربان ما فاکتور ها و رسیدها رو که تفکیک شده رو از دایره تفکیک میگیریم و دسته میکنیم و یکی یه کش میندازیم گلشون..
..بنده میرعلی مسؤل و مدیر امور رفاهی شرکت ..همون چای و قند و شیرینی دیگه یادش بخیر حاج آقا همیشه از رنگ و عطر و چای ما تعریف میکرد همین امروز صبح هم چای دادم خدمتشون .
..............
به به ، خوب برادرا اینطور که معلوممان شد کار شما ها همه حساسه و دست به مدیریتها نمیشه زد و باید بریم سراغ کارگرا...
...بله قربان اصلا وقتی کار نیست کارگر به چه دردی میخوره کارگر همیشه گیر میاد این مدیر خوبه که کیمیاست و گیر نمیاد ما هم خدایی اینهمه مدت گل روی حاج آقا طاقت آوردیم و اینجا رو آباد کردیم ..
..بله از همتون ممنونم اما گذشته ها گذشته و از فردا کار رو بصورت جدی شروع میکنیم ازتون انتظار دارم هرکدومتون از فردا سر متر رو بگیرید ببینیم چند واحد میتونیم از توش در بیاریم شما مهندس میرعلی چون با همه قسمتها آشنایی از فردا بگرد ببین از بادیه مس تا لونه خرس چی رو میشه فروخت و پولش کرد..جناب مهندس صفرعلی از امروز مسؤل اخذ مجوز ساخت و سازی...، جناب مهندس قربانعلی شما هم برو سراغ املاکی ها و مظنه منطقه رو در بیار منم میرم دنبال کارهای بانک و اینجور چیزا ..خسته نباشید من الله توفیق.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار