بالابلاگ u202b۰ کلیک
واقعیت : خبرهایی از جمله حیوان آزاری، مرگ یک یا چند حیوان به وسیله سلاحهای سرد، گرم، تزریق اسید و یا سایر روشهای خشن و بیرحمانه، هر روزه در گوشه و کنار رسانههای ایران پخش میشود. خبر انقراض یک گونه قدیمی به دلیل از بین رفتن زیستبوم طبیعی آن در سالهای گذشته، یا شکار بیرویه و بیش از حد آن گونهی جانوری، هم از جمله مسایلی است که در این حیطه میتوان به آن پرداخت. فرض کنید حیوانآزاری به یک ضدفرهنگ در جامعه ایران تبدیل شده است.
...
حقیقت : حیوانات نیز از شعوری مطابق با وجود حیوانی خود بهرهمند بوده و دارای احساسات و عواطف میباشند، از همین رو حرمت دارند. انسان هم باید در برابر بهرهبرداری از آنها به رعایت احترام ذاتی و حق حیات آنها آگاه باشد و به آن عمل کند. این درجه از حق حیات حیوان بر گردن انسان در جوامع بشری و از نقطه نظرهای متفاوتی قابل بررسی میباشد. برای نمونه، در کشوری مانند ایران که بیشتر جمعیت آن را شیعیان تشکیل میدهند، موضوعی به نام اهمیت حقوق حیوانات در فقه اسلامی ، میتواند بیانگر یکی از این نقطه نظرها باشد. فرض کنید این موضوع حقیقتی باشد که جامعه ایران آن را پذیرفته است و خود را ملزم به اجرای آن میداند.
...
خاطره : با یکی از دوستان در حال مرور گذشته بودیم. از خاطرات سربازیاش تعریف میکرد. میگفت در پادگانی پرت و بیرون از شهر خدمتش را تمام کرده بود. آسایشگاه سربازها آخرین سولهای بود که در انتهای پادگان چندین هتکاری قرار داشت. پس از آن میدان تیر بود و در کنار آن محل دفع زبالههای کل پادگان قرار داشت. انتهای پادگان هم متصل به یک کوه بود و دیوار کشی نشده بود. میگفت هر ماه یک شب، چند تا از مسوولان قرارگاه با سلاح گرم میآمدند و کمی تیراندازی میکردند و میرفتند. پرسید: فکر میکنی چه کار میکردند؟ گفتم: لابد تیراندازی در شب تمرین میکردند. گفت من هم همیشه فکر میکردم شبها برای تمرین به میدان تیر که در نزدیکی آسایشگاه بود میرفتند. اما چند هفته آخر خدمت فهمیده بودم که هر چند هفته مسوولان قرار میرفتند تا سگهای ولگرد را با تیر بکشند. اول فکر میکردم که مگر چقدر سگ میتواند وجود داشته باشد که اینها هر ماه بتوانند چند تا را بکشند. یک بار فردای صبحی که تیراندازی کردند با چند تا از همخدمتیها به سمت جایی رفتیم که پسماندهای پادگان را آنجا میسوزاندند. هفت یا هشت تا توله سگ کوچک دیدیم که شب قبل با تیر کشته بودند و در محل دفع پسماندهای پادگان آورده بودند. خیلی نارحت بود. میتوانستی به راحتی این را از نحوه بیان جملاتش دریابی.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار