بالابلاگ u202b۱۲۰ کلیک
«جانم برایتان بگوید، اگر خدا وجود داشت دیگر احتیاجی به کشیش و آخوند و خاخام و مسجد و کلیسا و کنیسه نبود. مظهر پرستش ما محسوس و در دسترس همگی است و میانجی لازم ندارد، حتی از تاریخ هم بینیاز است مشک آنست که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید، چون آنچه مشکوک است همیشه تبلیغ لازم دارد. اگر مذهب راست میگفت، اینهمه زندان و پاسبان و بیمارستان و تیمارستان و قشون و کینه و جنگهای صلیبی و مذهبی وجود نداشت، زیرا دین و مذهب از ابتدای پیدایش تاکنون جز موجبات بدبختی و تبه روزی مردم را فراهم نساخته و جز دکانداری و آلت خر کردن مردم چیز دیگری نبوده، چه آنکه از پایه و اساس موهوم بود.
اساساً تمنای تهذیب آدمی از راه مذهب جز از قبیل تمنای دفع فاسد به افسد نیست. ایمان مذهبی بزرگترین دروغهایی است که بشر برای تبرئه خود قالب زده و گشادترین کلاهی است که بسر خودش گذاشته است. فقط به این وسیله نمایندگان آن به اقتضای زمان در خر کردن مردم و سوار شدن بر گرده آنان کوشیدهاند. کدام مذهب است که توانسته باشد پنج دقیقه از شرارت بشر بکاهد؟ برعکس میبینیم همیشه تعصب و خرافات حماقت بشر را برای پیشرفت مقاصد خود دست آویز قرار داده و یک میانجی کشیش یا آخوند لازم دارد که کلاه مردم را به امید بهشت و بیم دوزخ بردارد و به ریششان بخندد…»
قسمتی از رمانِ توپ مرواری، نوشتهٔ صادق هدایت. این کتاب در سال ۱۳۲۶ خورشیدی نوشته شد، اما در زمانِ حیات نویسنده اجازهٔ چاپ نیافت، نخستین چاپِ کتاب به سال ۱۳۵۸ خورشیدی برمیگردد که به صورت زیرزمینی چاپ و منتشر شد.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار