hamsaadeh.wordpress.com u202b۲۰ کلیک
عجب دوره زمانهای شده است. حالا دیگر مثل قدیمها نیست که مردم برای نظافت به گرمابههای عمومی دارای حوض و حوضچه بروند و دیگر از تونتاب و دلاک و مشتمالچی و حمامی و پادو هم خبری نیست. حالا کم مانده با پیشرفت فناوری، یک اسمارتفون درست کنند که همان جا که نشستهای حمامت بکند! هیچی دیگر، شما بیا بگو فردا فلانی با اسمارتفونش پیوند زناشویی بست و به جای نه ماه، نه ثانیه بعد دارای یک عدد بیبی شد. (البته بیبی نه به معنای قدیمی مادربزرگ، بلکه به معنای وازهی جدید و بیناموسی کودک) یعنی میخواهم بگویم از آن قدیم تا حالا کلی چیزها توفیر کرده و رسم و رسومها بسیار عوض شده. نمونهاش هم کم نیست. شما نگاه کن، هر چه در قدیم ملت در دنیای واقعی بودند و چیزهای طبیعی داشتند حالا تبدیل شده به دنیای مجازی و چیزهای مصنوعی. قدیمها گرمابهها دستکم یک خزینه و سربینه و حوض و حوضچهای داشت. الان چه؟ یک چهارتا لوله و یک آبگرمکن و چهار تا شیر و یک دوش. تازه بزرگترها میگویند سه نصفه شب میرفتند حمام که جن را با چاقو چدنی تهدید کنید از خوابش پا نمیشود بیاید گرمابه. یعنی هر چی زودتر میرفتند که هم بیشتر زهرهترک شوند و هم زودتر از بقیه حمام کنند نمیشد که نمیشد. زهی خیال باطل. همان سه نصفه شب تا میرسیدند دم گرمابه میدیدند همه همسایهها هم به همان نیت آمده بودند برای نظافت. به قول همان بزرگتر ها چی بود قدیم؟ همهاش بدبختی و بیچارگی و سختی، برق نبود، گاز نبود، آب نبود (اشتباه شد، این یک قلم جنس از زمان حضرت آدم و حوا بود، آب بود آقا جان، آب بود) نان لواش نبود، جوش شیرین نبود، میوهی گلخانهای نبود، سم و کود و اسید، لابهلای مواد خوراکی پیدا نمیشد. سال تا سال چشمشان به شیر و ماست پالمی نمیافتاد. همهاش از این لبنیاتهایی میخوردند که آدم تا وقتی سرمیکشید در دهانش احساس میکرد دارد درسته گاو و گوسفند را میخورد. من خودم یادم هست، یک بار شیر تازه گاو را پس از جوشاندن خوردم، تا یک هفته وقتی فین میکردم، احساس میکردم به جای چانه، پوزهی گاو دارم!
برچسب:
نویسنده: استخدام کار