radiozamaneh.com u202b۱۰ کلیک
دو کارل: یکی معرف حرکت از تناقضات سرمایهداری به سوی انقلاب، و دیگری تجسم حرکت از تناقضات لیبرال دموکراسی به سمت محافطه کاری و ارتجاع. مارکس و اشمیت؛ دو دشمن بالقوه، که وجود یک دشمن سوم مشترک، ملاقات آنها را در پیچی تاریخی در انتهای قرن بیستم ممکن ساخته است! در مورد این ملاقات باید محتاط و دقیق بود: نه سنتز، نه مصالحه و نه همگرایی، یک مواجهه؛ شاید مهمترین دستاورد فلسفی-سیاسی گفتار چپ در پایان قرن، همین مواجههی دیرهنگام باشد؛ اتفاقی که تاحد زیادی آن را مدیون نظریهپردازان چپ ایتالیایی و به طور مشخص ماریو ترونتی هستیم. نیم قرن پس از والتر بنیامین، ماریو ترونتی، از بنیانگذاران اوپرائیسمو در دههی شصت، و چهرهی اصلی و مرکزی اتونومیسم ایتالیایی در دههی هفتاد، بصیرتهای نظری دشمن را جدی گرفته و اندیشهی ارتجاعی او را به نفع تفکر انقلابی بازیابی میکند: «کارل را باید با کارل خواند» یا به عبارت دیگر، نظریهی انقلابی طبقه کارگر بدون نظریه ی قدرت، و تضاد اجتماعی بدون نبرد سیاسی، عقیم است. تاریخ، بیش از قوانین اقتصادی توسعهی سرمایه دارانه، در بطن نبردهای سیاسی کم و بیش حادث تعین مییابد. ترونتی در آغاز دههی هفتاد به خوبی دریافته بود که غفلت از خودآئینی امر سیاسی، پاشنهی آشیل احزاب و جنبش های چپ در قرن گذشته بوده است.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار