news.gooya.com u202b۱۲۰ کلیک
جاى شما خالى با عده اى از دوستان نازنينم، سفرى به كاشان داشتيم و زيارت تپه ى باستانى سيلك (sialk) هم كه جزو كارهاى هميشگى ماست. من بر فراز تپه، در حال گفت و گو با دوست عزيزى بودم كه عده اى دانشجو، نزديك ما شدند و به كار خود مشغول. من هم كه يد طولايى در سرِ كار گذاشتن مردم دارم، رو به دوستم كردم و با صداى بلند، طورى كه دانشجوها بشنوند، خطاب به او گفتم: «جناب پروفسور! اين كه مى گويند تپه هاى سيلك قدمت هفت هزار ساله دارند درست است؟ در آخرين مقاله ى شما در «نشنال جئوگرافيك» خواندم كه فرموده ايد عمر اين تپه به پانزده هزار سال پيش مى رسد! ممكن است نظرتان را بفرماييد؟!» در اثناى اين سوال هم، گوشه چشمى به دانشجويان نازنين داشتيم كه ديديم گوش هاى شان تيز شد و سرهاى شان به طرف ما چرخيد. بعد، كم كم به ما نزديك شدند و من و «پروفسور» را در ميان حلقه ى خود قرار دادند! :) پروفسور هم سنگ تمام گذاشت و شروع كرد به توضيح و تفسير قدمت پانزده هزار ساله ى تپه ى سيلك و همين طور كه در حال سخنرانى بود، شروع كرديم به آهسته آهسته قدم زدن كه دانشجويان هم دنبال ما مى آمدند و عده اى هم از سخنان «پروفسور» يادداشت بر مى داشتند! :) خدا ما را ببخشد! من مطمئن هستم در سر درس باستان شناسى، ميان دانشجويان و اساتيدشان اختلاف نظر شديد در مورد هفت هزار ساله يا پانزده هزار ساله بودن تپه ى سيلك به وجود آمده و كار به جنگ و دعوا كشيده و دانشجويان از سخنان «پروفسور رضا»ى عزيز ما و مقاله ى ايشان در «نشنال جئوگرافيك» فكت آورده اند! :) ) بعد از اين ماجرا هم، تيتر «پروفسور» روى دوست عزيزم ماند و كماكان ايشان را با اين عنوان خطاب مى كنيم! بله! آدم مى تواند به همين راحتى در ايران «پروفسور» شود و حرف اش كلى خريدار پيدا كند!
برچسب:
نویسنده: استخدام کار