hambastegimeli.com u202b۱۰ کلیک
در شرایطی که یکبار دیگر صدای اعتراض معلمین میهن از طریق اعتصاب غذای نامحدود معلمین در بند اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده و اعتصاب غذای خشک محمود بهشتی لنگرودی بلند شده، آخوند شیاد روحانی روز 15 ادیبهشت بالای منبر رفت تا تسویه حسابهای روزمره اش با باند رقیب را تحت عنوان به اصطلاح گرامیداشت هفته معلم به انجام برساند. آنچه در اراجیف بی سر و ته او مطلقا به گوش نمیرسد، معضلات و مشکلات معلمانی است که کارد به استخوانشان رسیده است. انگار نه انگار که معلمین زحمتکش این میهن زیر خط فقر دست و پا میزنند. انگار نه انگار که فریادهای اعتراض آنها مستمرا بلند است و بغیر از زندان و شکنجه پاسخی دریافت نکرده اند. معلمین در بندی که جرمی جز فعالیت برای احقاق حقوق خود ندارند. و انگار نه انگار که حتی مراجع بین المللی نیز از رژیم آخوندی خواستار رسیدگی به خواسته های برحق معلمین ایران شده ولی پاسخی نگرفته اند. این آخوند شیاد در سخنانی که همچون نمک بر زخم معلمین معترض است میگوید: ”معلمی شغلی نیست که بخواهیم با حقوق و مزایا و فوقالعاده کار او را پاس بداریم و جبران کنیم. معلمی از مقوله عشق است اگر معلمی عاشق کار خود نباشد و این شغل را برای آن هدف مهم که تعلیم و تربیت جامعه است، نخواهد، راه به جایی نمیبرد.“ ترجمه حرفهای آخوند روحانی این است که ای معلمین دنبال حقوق و مزایا و مادیات نباشید و برای زندگی زیر خط فقرتان اعتراض هم نکنید. اگر نان شب شما و خانوداه تان تامین نیست، اشکالی ندارد. بجایش بروید عاشق شغلتان باشید که معلمی از مقوله عشق است! شیادی این آخوند را میبینید؟ تصور او این است که گویا میتوان تا ابد با دجالگری و با لفاظی از پرداخت حقوق و حل مشکلات مادی معلمین طفره رفت. غافل از اینکه دیگر تاریخ اعتبار دجالگریها بسر آمده است. دردهای معلمین جانکاه تر از آن است که بتوان از طریق بازی با کلمات اذهان را از آن منحرف کرد. معلمین در هر کوی و برزن سوالاتی را جلوی او میگذارند که او نه میخواهد و نه میتواند به آنها پاسخ دهد. معلمین میپرسند چرا بودجه آموزش و پرورش ایران با جمعیت 79 میلیونی فقط 23 هزار میلیارد تومان است در حالیکه ترکیه با جمعیت 75 میلیونی، 110 هزار میلیارد تومان، ایتالیای 61 میلیونی معادل 250 هزار میلیارد تومان و فرانسه 60 میلیونی معادل 360 هزار میلیارد تومان، دانمارک 5.5 میلیون نفری معادل 55 هزار میلیارد تومان و نروژ 4.5 میلیون نفری معادل 65 هزار میلیارد تومان صرف هزینه آموزش و پرورش کشورشان میکنند؟ چرا حقوق یک معلم در ایران به طورمتوسط در ماه فقط 1 میلیون تومان (معادل 288 دلار) یعنی زیر خط فقر است. در حالیکه در ترکیه، کره جنوبی، عربستان، لبنان، مالزی، اردن در هرماه معادل 8 تا 13 میلیون تومان و در فنلاند، انگلستان، دانمارک، فرانسه و امریکا در هر ماه معادل 15 تا 28 میلیون تومان است؟ براستی چرا؟ چرا سرانه و هزینه دولت برای هر دانش آموز در ایران سالانه 1میلیون و 300 هزار تومان ا...
برچسب:
نویسنده: استخدام کار