marde-rooz.com u202b۴۰ کلیک
آن شب توی خوابگاه، همه بیقرار بودند و خوابشان نمیبرد. فردا روز اول دانشگاه بود و قرار بود جشن شروع سال تحصیلی داشته باشیم و در پی آن معرفی استادان و خوردن نخستین ناهار در سلف سرویس دانشگاه. همه اینها هیجانانگیز بود. مخصوصاً برای ما ندید بدیدهای رد شده از سد کنکور. ما دخترانی خوشتیپ و خوشلباس و کلاسور به دستی بودیم که قرار بود در راهروهای دانشگاه رژه برویم، اما هیچچیز به اندازه کنجکاوی ما در مورد پسرهای دانشگاه بیخوابمان نکرده بود.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار