بالابلاگ u202b۴۰ کلیک
بخشی از نامه میرزا آقا خان کرمانی به میرزا ملکم:
غیر از این علاجی نیست. غیر از این راهی اقرب به صواب نجسته ام. مجملا علاجی جز اینکه تیشه را بردارند و به ریشه زنند نیست. حالت ملت ایران چون برگهاي خشک درختان شده است، زود آتش میگیرند و همان ساعت فرو مینشینند. در این مدت صد سال حکومت قاجار بر اثر خونریزي و رذالت، غیرت و جوهري که روح انسانیت از مردم متوقع است به پستی گراییده و افراد با وجود نهایت نفرت و انزجاري که از این دستگاه دارند باز از کمال بیعاري و پست فطرتی، یک امید باطل به منفعت جزئی فوري موقتی را بر هزار سعادت ابدي خود و ابناي جنس خود ترجیح میدهند.
باز هم از میرزا آقا خان کرمانی در وصف شما سبز و بنفش ها و اجدادتان:
شما خوب تصور فرمایید صد سال که بر ملتی به وحشیگري و اخلاق بد عمر بگذرد خوي زشت جزو سرشت آنها گردد. اولاد آن ملت که مانند همان میوه درخت بد است، چه خواهد شد. از پدر و مادر بد کجا اولاد خوب متولد شود.
از این مردم حالیه ایران که آن اوصاف پدران و این اخلاق مادران ایشان است توقع دارید کاوه آهنگر یا جمشید و فریدون و رستم زال نریمان یا بوزرجمهر و انوشیروان و مزدك دادخواه متولد شود؟ نه! نه! نخواهد شد. چشم بد بدور تماما دروغگو، بدخو، زشت رو، زبرمو، ترش صورت، کریه رویت، مخنث طبیعت، متقلب و بیحقیقت، وحشی و بیمروت، ظلم دوست، ستم پرور، دزد بدسیرت بیفتوت بخیل رذیل، آنچه بدي در تمام عالم و بنی آدم بوده، ایشان فردا به فضل خدا و خواست محمد مصطفی و همت علی مرتضی و فتوت اعراب بیسروپا و عدالت طبقات پادشاهان ایران که ذکرشان خواهد شد، تمام آن رذایل را دارا و مالک اند.
هرگاه کسی عیبهاي تمام طبقات بنی آدم و زشتی اخلاق امم را خوب بخواهد سیر و سیاحت کند و اثر ظلم و شئامت ستم را در یک ملت و امت ملاحظه نماید که به چه حد و درجه بنیان هستی و اساس زندگانی و اصول آدمیت و قواعد انسانیت را از بیخ و بن بر میکند و بروزگار سیاه و پریشانی حال تباه ایشان را مینشاند، قدم به گلستان ایران که حالا قبرستان ویران است بگذارد
برچسب:
نویسنده: استخدام کار