
fa.wikipedia.org u202b۱۰ کلیک سکولاریسم (به فرانسوی: sécularisme) عقیدهای است، مبنی بر جدا شدن نهادهای حکومت و کسانی که بر مسند دولت مینشینند، از نهادهای مذهبی و مقامهای مذهبی. این تفکر به صورت کلی ریشه در عصر روشنگری در اروپا دارد. مفاهیمی مانند جدایی دین از سیاست، جدایی کلیسا و حکومت در آمریکا، و لائیسیته در فرانسه بر پایه سکولاریسم بنا شدهاند. اهداف و استدلالها برای قبول سکولاریسم بسیار گستردهاند. در لائیسیته اروپایی بحث گردیده که سکولاریسم یک جنبش به سوی مدرنیته و دور شدن از ارزشهای دینی است. برخی استدلال میکنند که سکولاریسم در آمریکا بیشتر به حفظ دین از حکومت پرداخته و در زمینه اجتماعی کمکارتر بودهاست.[۱] سکولاریسم را نخستین شاخصهی دورهی مدرنیته خواندهاند.[۲] در میان کشورها جنبشهای سیا...
ادامه مطلب
iran-emrooz.net u202b۱۰ کلیک دموکراسی، جدایی دین از دولت، آزادیهای بیان شده در اعلامیه حقوق بشر، وفاق ملی، همزیستی مسالمتآمیز با شرق و غرب، اصولی بودند که بختیار با تاکید بر آنها دولت تشکیل داد و فلش بزرگ را که اهداف بزرگ ملی و راه سعادت و سربلندی ایران را نشان میداد ترسیم کرد. یعنی درست در لحظه سقوط سلسله پهلوی، و غلبه انقلاب مذهبی، او نطفه دموکراسیخواهی و بذر ایدهی جدایی دین از دولت و آزادیخواهی را در خمیرمایه آن انقلاب عظیم، متهورانه کاشت و نگذاشت که پرچم مدنیت و آزادیخواهی زمین بیفتد و ملت ایران در بست اسیر و منکوب ملایان مستبد شود. در حقیقت تشکیل دولت بختیار در آن موقع از تحولات تاریخی، از سویی اعلام ختم دیکتاتوری سلطنتی بود و از طرفی نفی انقلابیگری و رد دلیرانه مکتب تمامیتخواه خمینی! ...
ادامه مطلب
melliun.org u202b۲۰ کلیک بیست و پنج سال پیش در مرداد ماه سال ۱۳۷۰ شمسی ماموران نظام فقاهتی، دکتر شاپور بختیار و دستیارش سروش کتیبه را به طرز فجیعی در حومه پاریس کشتند. در این مدتی که از جانباختن این آزادهمرد دلیر میگذرد، بر عزت و احترام او روز به روز افزوده شده و آن ارزشهای ملی و جهانیای که بختیار بر آنها پای میفشرد، به ارزشهای ملی و مورد قبول مردم آزادهی ایران مبدل گشته است: دموکراسی، آزادی، برخوردی دنیایی با امور انسانی، سکولاریسم، قانونگرایی، مدارا در امور عقیدتی، حفظ کرامت فردی، اخلاق مداری و ایراندوستی… یعنی چیزهایی که امروزه هر ایرانی در آرزوی رسیدن به آنهاست، همان ارزشهای والایی هستند که شاپور بختیار تمّام عمر در راه آنها کوشید و جنگید، و عاقبت جان فدا کرد. در بیان محبوبییت ملی او هم...
ادامه مطلب
بالابلاگ u202b۵۰ کلیک مگرنمی گویید مسعود مرده؟ چرا نیروهای باقیمانده شان هم باید به همان چوب ضدیت با مسعود رانده شوند؟ مگر نه اینست که کل نیروهای خارجشان 3هزار و مثلا 7هزار هوادار در داخل دارند؟چرا اینقدر باید زبون و مترسک خود را فرض کنیم که بترسیم مبادا این ده هزار نفر بعد از سرنگونی فاشیسم دینی برما حاکم شوند!..اصلا چرا همه بد هستند و باید حذف و سرکوب و ایگنور شوند؟ روحانی بد است مجاهدین بد هستند حزب ایران اباد بد است رضا پهلوی و سلطنت طلبان بد هستند اصلاح طلبان بد هستند چپ کارگری و غیر کارگری و انقلابی بد است..کسی بیاید بگوید خوب کیست و کدام نیرو و گروه و طبقه و قشر اجتماعی قرار است کار مبارزه و سرنگونی نرم یا سخت ج ا را به انجام برساند؟ ..بگذاریم هر فرد و گروهی در حد وسع و علاقه و توانا...
ادامه مطلب